
1)پنجره ایباز می شودرو به سکوت و تنهایی منهمان پنجره ای کهروزگاریتو را شاد در آن می دیدمو تودیگر نیستیxa0و من هم...وکاغذهایی که پاره می شوند...2) قصه ی من و تو راهمه سپیدارهای لب جومی دانندو همهگنجشک های لب بام از بر دارندقصه ی من و توقصه ی روزهاییست کهعاشقانه سپری شدو بی رحمانهزیر لگدهای زمان پژمردقصه ی من و تو قصه ی همه غصه های عالم است... ...
ادامه مطلب
تا خزان آمد به مهمانی باغباغ قلبم شد پر از اسم کلاغباز گم شد آرزوها توی بادماند در شب بی تو ،راهی بی چراغهر گلی خشکید در دست خزانتوی هر چشمه فتاده عکس زاغمیل رفتن داشت قلبم مثل رودمیل رفتن از کویر سخت و داغکس نشد همراه من در این سفرغم گرفته باز از قلبم سراغمی روم در جستجویت تا افقتا شود با تو بهاری قلب باغ ...
ادامه مطلب
بهار که بیاید دوباره دستانت را می گیرم و صدای نفسهایت در گوشم ترانه ی محبت می خواند بهار که بیاید دوباره گلهای وحشی در باد می رقصند و تو مثل سابق می خندی... من هر روز یادت را بغل می کنم،می بوسم بهار که بیاید تو هم می آیی......
ادامه مطلب